مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

569

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

أبو الفرج ، مقاتل الطّالبيّين ، / 65 - عنه : المجلسي ، البحار ، 44 / 344 ؛ البحراني ، العوالم 17 / 193 ؛ الدّربندي ، أسرار الشّهادة ، / 220 ؛ القمي ، نفس المهموم ، / 96 - 97 ؛ مثله الجواهري ، مثير الأحزان ، / 17 وقدم شريك بن الأعور [ 78 ] من البصرة ، وكان من شيعة عليّ عليه السّلام . فقال لهانئ : « مر مسلما يكون عندي ، فإنّ عبيد اللّه يعودني » . وقال شريك لمسلم : « أرأيتك ، إن أمكنتك من عبيد اللّه ، تضربه بالسّيف ؟ » قال : « نعم واللّه » . وأظهر شريك زيادة على ما به من الشّكاة ، وهو نازل في دار هانئ ، وجاء عبيد اللّه يعود شريكا في منزل هانئ .

--> - نيست وأو را از خفاگاه بيرون بكشد ، به اين شعر متمثّل شد : ما الانتظار بسلمى أن تحيّوها * حيّوا سليمى وحيّوا من يحيّيها كأس المنيّة بالتّعجيل فاسقوها « براي چه سلمى را نمىخوانيد ومنتظر چه هستيد ؟ سليمى را بخوانيد وخوانندگان اين قبيله را نيز بخوانيد » . « وجام مرگ را بشتاب به كأم أو فروريزيد ! » سپس گفت : « رحمت خدا بر پدرت باد ، آن جرعه را به من بنوشان اگرچه جان مرا بگيرد . » واين كلمات را دو بار يا سه بار تكرار كرد . عبيد اللّه كه مقصود شريك را نمىدانسته ، پرسيد : « چه منظورى دارى ؟ آيا هذيان مىگويى ؟ » هانى گفت : « آرى - خدايت به اصلاح گرايد - امروز از پيش از غروب آفتاب تا به حال همين‌طور است كه مىبينى ومرتّبا هذيان مىگويد . » عبيد اللّه از جا برخاست واز خانهء هانئ بيرون رفت . در اين حال مسلم از خفاگاه خارج شد . شريك بدو گفت : « چرا أو را نكشتى ؟ » مسلم گفت : « دو چيز جلوگير من شد : يكى اين‌كه هانى خوش نداشت كه اين مرد در خانهء أو كشته شود ، وديگر حديثي بود كه مردم از رسول خدا صلّى اللّه عليه واله روايت كرده‌اند كه آن حضرت فرمود : « ايمان پايبندى است از غافلگير كردن وشخص مؤمن كسى را غافلگير نمىكند . » شريك گفت : « سوگند به خدا اگر أو را كشته بودى ، مرد تبهكار ، بدكار ، كافر وپيمان‌شكنى را كشته بودى . » رسولي محلّاتى ، ترجمه مقاتل الطّالبيّين ، / 96 - 97